شب یلدا کـــه رفتم ســــوی خـانه گرفتـــــــم پرتقـــــــــــــال و هندوانه

خیـــــار و سیب و شیرینی و آجیل دوتـــــا جعبه انــــــــــــــار دانه دانه

گـــــــز و خربزه و پشمک که دارم ز هــــــــر یک خاطراتی جــــــاودانه

شب یلدا بــــــــوَد یا شـــــــام یغما و یــــــــــــــا هنگــــــــام اجرای ترانه

به گوشم می رسد از دور و نزدیک نوای دلکـــــــــش چنگ و چغــــــانه

پس از صرف طعام و چــــای و میوه تقاضــــــــا کردم از عمّـــــــه سمانه

که از عهــــــد کهـــــــــن با ما بگوید هم از رسم و رســــــــــوم آن زمانه

چه خوش میگفت و ما خوش میشنیدیم پس از ایشان مرا گـــــــل کرد چانه

نمی دانم چـــــــرا یک دفعـــــه نامِ- “جنیفر لوپز” آمــــــــــــــــد در میانه

عیالم گفت:خواهــــــــــان منی تو و یا خواهــــــــان آن مست چمانه؟

به او با شور و شوق و خنده گفتم عزیزم با اجــــــــازه، هــــــــــر دُوانه!!

نمی دانی چه بلوایی به پـــــا شد از آن گفتــــــــــــــــار پاک و صادقانه

به خود گفتم که”بانی” این تو بودی که دست همســـــــرت دادی بهانه

خلاصه آنچنــــــــــــــان آشوب گردید کـــــــــه از ترسم برون رفتم ز خانه

ز پشت در زدم فریـــــــــــاد و گفتم: “مدونا” هم کنارش، هر سه وانه!!

و آن شب در به روی مــن نشد باز شدم چـــــــــون مرغ دور از آشیانه

شب جمعــــــــــــه برای او نوشتم ندامت نامـــــــــــــه، امّـــا محرمانه

نمی دانم پس از آن نامــــــه دیگر عیالم کینه بــــــــــــا من داره یا نِه

[b]ولی بگذار- بــــــــــــــا صد بار تکرار- بگویم آخرین حرفــــــــــــــم همانه




برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 30 آذر 1393برچسب:عکس,عارفانه , عاشقانه, ,مطالب جالب درباره یلدا, سنت مشهدیا در شب یلدا , یلدا مبارک, | 16:46 | نویسنده : ساغر |

به گزارشخبرنگارباشگاه خبرنگاران مشهد، دی ماه، در ایران کهن، چهار جشن، در بر داشتنخستین روز دی ماه و روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم، سه روزی که نام ماه و نام روز یکی بود.

بنا بر گاه شماری کهن هر یک از سی روز ماه، نامی ویژه دارد، که نام فرشتگان است نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست در هر ماه روزی را که نام روز با نام ماه یکی باشد، جشن می گیرند، و در این سی روز ماه، سه روز آن «دی» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن می گرفتند.

 

امروز از این چهار جشن تنها شب نخستین روز دی ماه، یا شب یلدا را جشن می گیرند، یعنی آخرین شب پاییز، نخستین شب زمستان، پایان قوس، آغاز جدی و درازترین شب سالاست.

 

واژه یلدا سریانی و به معنی ولادت است ولادت خورشید (مهر، میترا) و رومیان آن را «ناتالیس انویکتوس» یعنی روز «تولد مهر شکست ناپذیر» نامند.

 

زایش خورشید و آغاز دی را، آیین ها و فرهنگ های بسیاری از سرزمین های کهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزی که خورشید از چنگ شب های اهریمنی نجات می یافت و روزی مقدس برای مهرپرستان بود.

 

در سده چهارم میلادی، بر اثر اشتباهی که در محاسبه کبیسه ها رخ داد، روز 25 دسامبر را (به جای روز 21 دسامبر) روز تولد میترا دانسته و تولد عیسی مسیح را نیز در این آغاز سال قرار دادند.

بنابراین نوئل اروپایی و واقعی همان شب یلدا یعنی انقلاب شتوی در سی آذر برابر با بیست و یکم دسامبر است.

 

در لغت نامه دهخدا درباره این سنت کهن چنین آمده است:

«یلدا لغت سریانی است به معنی میلاد عربی» و چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می کرده اند، از این رو، بدین نام نامیده اند. باید توجه داشت که جشن میلاد مسیح که در 25 دسامبر تثبیت شده، طبق تحقیق، در اصل جشن ظهور میترا بوده که مسیحیان در قرن چهارم میلادی آن را روز تولد عیسی قرار دادند.

 

یلدا اول زمستان و شب آخر پاییز است که درازترین شب های سال است، و در آن شب، یا نزدیک بدان، آفتاب به برج جدی تحویل می کند و قدما آن را سخت شوم و نامبارک می انگاشتند. در بیشتر نقاط ایران در این شب مراسمی انجام می شود، شاعران زلف یار و همچنین روز هجران را از حیث سیاهی و درازی بدان تشبیه کنند و از شعرهای برخی از شاعران مانند سنائی، معزی، خاقانی و سیف اسفرنگی، رابطه بین مسیح و یلدا ادراک می شود. یلدا برابر با شب اول جدی و شب هفتم دی ماه جلالی و شب بیست و یکم دسامبر فرانسوی است.»

شب چله:

چهل روز از زمستان که آغاز آن برابر است با اول جَدی و هفتم دی ماه جلالی و بیست و دوم دسامبر فرنگی، و پایانش برابر است با شانزدهم بهمن ماه جلالی و سی ام ژانویه فرنگی که به آن چله بزرگ زمستان گویند.در ایران مرکزی چله بزرگ زمستان از آغاز زمستان که برابر است با آغاز دی ماه شروع می شود و مدت آن چهل روز است. و چله کوچک زمستان از شب دهم بهمن ماه تا پایان بهمن ماه که مدت آن بیست روز است.

 

چله بزرگ:

چهل روز از موسم زمستان که آغاز آن مطابق اول جَدی و هفتم دی ماه جلالی و بیست و دوم دسامبر فرانسوی و پایانش شانزدهم بهمن ماه جلالی و سی ام ژانویه فرانسوی است.

 

چله کوچک:

بیست روز از فصل زمستان که آغاز آن از هفدهم بهمن ماه جلالی شروع می شود و در پنجم اسفند ماه پایان می یابد. چله زمستان همان چله بزرگ است و گاه در تداول عامه کنایه از سرمای سخت باشد چله زمستون می نامند.

 

شاهنامه خوانی از سنت های چله نشینی در خراسان

 

یکی دیگر از سنت های مردمان خراسان در شب چله خواندن شاهنامه فردوسی در این شب بوده است، که هنوز هم در برخی از خانواده های قدیمی مشهدی رواج دارد.

 

یکی دیگر از آیین‌های ویژه شب چله در استان خراسان رضوی برگزاری مراسمی به نام کف زدن بوده است.

 

در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبک را چند بار جوشانده در ظرف بزرگ سفالی به نام تغار می‌ریختند و مایع مزبور را برای ساعتها هم می‌زنند تا به صورت کف سفت درآید و بعد از سفت شدن آن را خشک کرده به شکل گز در می آوردند.

 

کف آماده شده در پایان با مخلوط کردن شیره شکر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده می شده است.

خیلی از این آداب با گذر زمان فراموش شده اند، اما آنجه سینه به سینه و نسل به نسل باقی مانده و همین شب نشینی و جمع شدن دوستان و اقوام دور هم است./س


برچسب‌ها:

تاريخ : یک شنبه 30 آذر 1393برچسب:عکس,عارفانه , عاشقانه, ,مطالب جالب درباره یلدا, سنت مشهدیا در شب یلدا , یلدا مبارک , | 16:31 | نویسنده : ساغر |

شب چله زمستان

شام یلدا شوهری با صد تعب             رفت منزل و پنج بعد از نصف شب

دربزد دق دق زنش بیدار شد             از غضب مثل سگان هار شد

پشت در آمد به غرغر گفت كیست             شوی گفتا باز كن مشدی زكیست

گفت تا این وقت شب بودی كجا             هر كجا بودی برو ای بیحیا

مثل تو هرگز نخواهم شوهری             هرزه گرد و خودسر و خیره سری

هستم از دست تو در رنج و ملال             می كنم شب تا سحر سیصد خیال

تو روی هرشب به بزم و عیش و نوش             دل مرا چون سیر و سركه پر ز جوش

گاه گویم رفته در زیر اتول             یا كه دعوا كرده با مشدی ابول

گاه گویم كرده دعوا با پلیس             در كمیسر گشته مهمان بر رئیس

شوی گفتا در برویم باز كن             بعد با من در دل آغاز كن

من دو ساعت زیر باران گشته تر             تا بكی غر غر كنی از پشت در

در چو وا شد شو زبیم انتقام             سرفرود آورد و گفتا السلام

زن بگفتا السلام و زهرمار             آمدی این وقت شب منزل چه كار

می ندانستی شب یلدا بود             اولین شب از شب سرما بود

امشب است آن شب كه مرد خانه دار             روی كرسی را كند پر از انار

امشب است آن شب كه در هر انجمن             هندوانه می خورند از مرد وزن

شربت و آجیر و آچار تو كو             پسته ترش و نمكدار تو كو

هندوانه كو چه شد نارنگیت             حال حق دارم زنم اردنگیت

هر كه امشب را كند چون مقبلش             لك زند در فصل تابستان دلش

شوی گفت اینگونه دل را پرمكن             اینقدر نق نق مزن غرغر مكن

شام یلدا حكم پیغمبر(ص) نبود            از نماز و روزه واجبتر نبود

گر نماز و روزه هم گردد قضا             می توان آری قضایش را بجا

گر نشد امشب شب دیگر بگیر             هر شب این هنگامه را از سربگیر

مقاله شب یلدا + شعر + عکسهای زیبای شب یلدا


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 30 آذر 1393برچسب:عکس , یلدا,طنز,کاریکاتور, یلدا مبارک, | 18:4 | نویسنده : ساغر |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 10 صفحه بعد

لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.